مهديسمهديس، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه سن داره

مهدیس نفس مامان و بابا

مهديس و عيد ديدني

1391/1/27 10:17
461 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشقم:

اين عكسهايي هست كه آماده شده بودي و مي خواستيم بريم عيد ديدني:

اولين روز كه اول رفتيم خونه ماماني طيبه (مامانِ من) و بعد هم رفتيم خونه ماماني منير (مامان بابا).

اينجا مهديس خانوم توي پاركينگ آمادست تا بابا مهدي بياد و سوار ماشين بشيم و بريم خونه ماماني و بابايي ها.

اينجا روز دوم عيد هست و داشتيم مي رفتيم خونه مادربزرگ بابا مهدي كه مهديس خانوم گربه ديده و دنبال اون مي كنه.

اينجا دايي نصرت اومده خونمون، آخه دايي سربازه و ايام عيد رو همش بايد پادگان باشه.

اينجا هم ما مي خواييم بريم بيرون ولي عشق مامان توي پاركينگ داره بازي مي كنه و نمي ياد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان دانیال
29 فروردین 91 9:20
مهدیس جون دلم برات تنگ شده بود چند وقت بود که نیومده بودی مهد و من سراغت رو از خاله رویا گرفتم. خوشحالم که تعطیلات بهت خوش گذشته تپل. راستی چشم ما هم تو اواخر تعطیلات ویروسی شده بود و خیلی اذیت شدیم. امان از این ویروس